تریبون طلبگی |
دین عامیانه چیست؟ دین عامیانه واقعیتی اجتماعی گسترده، تأثیرگذار و غیرقابل چشم پوشی است. این سخن را از سقراط نقل می کنند که سقراط می گفت: اگر در احوال خودمان دقت کنیم می بینیم از ابتدای زندگی و وقتی که به دنیا می آییم، آهسته آهسته از اطرافیان خود از اعضای خانواده گرفته تا مربیان و مردمی که در محیط زندگی با آنها سرو کار داریم یک سلسله باورها و عقاید دریافت می کنیم. و براساس همین عقاید و باورهای تلقینی است که زندگی مان را سامان می دهیم. اما هیچ وقت به سراغ آزمون و محک زدن این باورها نرفته ایم و هیچ کدام را به بوته ی آزمایش ننهاده ایم تا ببینیم آیا این باورها واقعاً درست هستند یا نادرست، صادقند یا کاذب، حقند یا باطل، و نکته ی مهم این است که هر چه به سمت باورهای مهم می رویم، این نیازمودگی بیشتر می شود و هر چه عقیده ای مهم تر باشد، بی دلیل تر قبول می کنیم. از نظر جامعه شناسی، دین آموخته ای اجتماعی است وافراد، دین و مذهبشان را از در جریان اجتماعی شدن، می آموزند و کسب می کنند. به واقع در فرایند اجتماعی شدن است که اشخاص به جذب و درونی کردن عناصر بی شمار فرهنگ مشغول می شوند. فرایندی ناخودآگاه، که از طریق آموختن غیررسمی ارزش ها، اعتقادات و باورها ، جریان می یابد. «عاملان اجتماعی شدن و یا اجتماعی کردن» از قبیل والدین، مربیان، همسایگان، دوستان بیشترین تأثیر را در انتقال باورها و اعتقادات دارند. این افراد که به مثابه «افراد مهم» محسوب می شوند نقش و تأثیری دائمی بر افراد دارند، و «تقریباً همیشه این افراد مهم در زندگی مان هستند که نقش عمده در معرفی یک دین به ما و تعیین هویت دینی خاص ما بازی می کنند». ما همه ی چیزهای مهم و باورهای پایه ای مان را از "دیگران مهم" می آموزیم. محصول فرایند انتقال باورها، اعتقادات و ارزش های دینی به نسل های بعدی را می توان با عنوان «دین ارثی» شناخت. دین ارثی، عبارت است از، مجموعه ی باورها، اعتقادات، مناسک، شعائر و آموخته هایی که بدون وارسی کردن و بدون سنجش، آنها را می پذیریم و درونی می کنیم. ما همان گونه که آداب و رسوم، زبان و . . . را از دیگران مهم می آموزیم، به همین ترتیب دین مان را از آنان می گیریم. و همان گونه که ویژگی های جسمانی مان را مانند رنگ چشم، رنگ مو و چهره، قد، و . . . . از والدین مان میان به ارث می بریم، دین مان را نیز به ارث می بریم. در دین عامیانه استدلال های عقلانی بسیار ضعیف است، بنابراین، دین عامیانه بیشتر به صورت حکایت ها و داستان ها و بیان تجاربی است که فاقد پیوستگی و انسجام درونی است. باورهای دین عامیانه (عموماً) خردستیزاست و تضادی روشن با عقلانیت دارد. آن هنگام که مشکلات، رنج ها، بن بست ها و دشواری ها بر سر راه زندگی عمومی مردم به روش های ساده و قابل فهم، درمان نمی شوند، آنگاه دین عامیانه است که به نوعی آرامش درونی و تحمل در برابر شداید را در بین پیروانش ایجاد می کند. دین عامیانه است که در برابر ابهام آینده و تنش های واقعی کنونی ، راه حل هایی ساده انگارانه می آفریند در این اجتماعات است که از گویندگان، درباره ی آنچه ادعا می کند، مطالبه ی دلیل نکنند و وظیفه ی عقلانی شان را برای پذیرش باورهای جدید، در پرتو فوران احساسات و عواطف به دست فراموشی بسپارند و اخلاق باور، یکسره به نفع تهییج و ظهور عواطف و مکنونات قلبی، کنار زده شود. راه حل قضیه چیست؟ خداوند حکیم وقتی از قضایای مهمی پرده بر میدارد لفظ(اولوالالباب)را استفاده میکند به لحاظ لغوی( لب ) دیدن هسته داخلی وکنه یک چیز را می گویند.یعنی در این عالم پی بردن به حقایق یقینی هدف اصلی ومقصد انتهایی می باشد. حضرت آیت الله جوادی آملی در رابطه با این موضوع فرمودند( در ابتدا همه ی دانستنی ها ی دینی ومذهبی خود را کنار گذاشته وکافر شدم سپس پله پله وارد حقایق ناب واصیل الوهیتی گردیدم.) همیشه گفته اند شک یکجا خوبست وآن جایی است که باعث حرکت وتحقیق شود.باید بگوییم این فکر وروح ما مثل خیلی چیزهای دیگر نیاز به تصفیه دارد خیلی از معارف وآموخته های ما هنوز بوی شک می دهد خیلی از معارف وارونه وبعضا با تحریف در دل ما رسوخ پیدا کرده است.ما در معارف دینی داریم که تقلید در اصول دین جائز نیست وهر کس باید خود شخصا در عقایدش به یقین فکری برسد.چراکه در روز قیامت (الامن اتی الله بقلب سلیم)فقط ارزش دارد.پس باید اولا با مجاهدت وتهذیب نفس غبار از دل را شست وبه تطهیر آن پرداخت چراکه(لایمسه الا المطهرون)ودرکنار آن با استمداد از خدای متعال در نشان دادن صراط مستقیم ونیزتحقیق وتعمق در معارف دینی حقیقت گوهر دین را در دل وجان خود احیاء نماییم. به امید روزی که از زنجیرهای تقلید وهرچه حجاب است برای دل وجانمان رهایی یابیم. [ شنبه 90/9/19 ] [ 2:19 عصر ] [ علی محمدی ]
|
|
[ طراحی : پرشین اسکین ] [ Weblog Themes By : Persian skin ] |